طی یک نظرسنجی جهانی،  ۱۸درصد از زنان  از ۱۵ سالگی قربانی بدرفتاری بوده اند و ۵۵ درصد بیان داشتند که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند که اغلب هم در محل کار رخ داده است.

زنانی که سوء استفاده جسمی یا جنسی را تجربه می کنند ، دو برابر احتمال سقط جنین  بیشتر دارند و احتمال سقوط آنها به افسردگی را نیز دو برابر می کند و زنانی که مورد تعرض جنسی قرار می گیرند دو سوم بیشتر از زنان دیگر به سمت اعتیاد به مشروبات الکلی و مخدر کشیده می شوند.

خشونت نسبت به زنان در همه جوامع جهانی دیده می شود و همانقدر که در آسیا آمار بالایی را دارد در  اروپا و آمریکا هم آمار قابل تاملی را به خود اختصاص داده است. در بعضی از کشورها این خشونت تنها از سوی مردان نسبت به زنان نیست و زنان نیز نسبت به همدیگر رفتار خشونت آمیز دارند. ایران از کشورهایی است که خشونت بر زنان و خشونت زنان بر زنان در آن آمار بالایی دارد و حتی این روزها شاهد خشونت زنان نسبت به خود هم در کشور هستیم.

نکته قابل توجه در مبحث خشونت علیه زنان ، ارتباط افزایش خشونت با رکودهای اقتصادی است.مرضیه محبی ، فعال حوزه زنان ، وکیل دادگستری و مدیرعامل کانون زنان حقوقدان سورا در گفتگو با خبرنگار اجتماعی رکنا دراین خصوص گفت : کارکردی به طور کلی  برای خانواده ، تحت عنوان بازتولید اجتماعی قائل هستیم. بازتولید اجتماعی در واقع سهم تقسیم بندی شده ای است که در نظام های اقتصادی به خانواده واگذار شده است یعنی عرصه عمومی ، عرصه تولید اقتصادی است اما آن قسمتی که  می تواند، جامعه ، نیروی کار، اخلاق ، نهادهای اجتماعی را بازتولید کند ، نهاد خانواده است و این بار بزرگ اجتماعی بر دوش خانواده قرار دارد. وقتی تولید اقتصادی واقتصاد با مشکل و رکود و بحران مواجه شود ، طبیعی است که به خانواده و بخصوص زنان هم منتقل می شود.

فقر زنانه شده است

وی با گفتن اینکه از آن جا که زنان از امکانات و منابع اقتصادی بی بهره هستند، سهم آنان از اشتغال خیلی کمتر از مردان است ، سهم آنان از مشارکت اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی خیلی کمتر از مردان است و  در موقعیت فرودست اجتماعی قرار دارند ادامه داد : فقر زنانه شده است . تبعیض های جنسیتی و محرومیت هایی که برشمرده شد  موجب توسعه فقر در جامعه زنان شده است ، باعث  شده  زنان ،اموال ، دارایی ها و قدرت اجتماعی زنان از دست بدهند. ازدست دادن قدرت و به حاشیه رفتن از شبکه های قدرت باعث می شود ضمن آسیب پذیر تر شدن ،خشونت نسبت به آنان نیز افزایش بیابد.

خشونت پذیر تر شدن زنان در رکود اقتصادی

مرضیه محبی افزود :منبع اصلی اعمال خشونت  بر زنان در خانواده از آنجا می آید که آنان از قدرت بی بهره هستند. تبعیض های اجتماعی باعث شده است که فقیر تر بشوند و این فقرها موجبات این را ایجاد می کند که موجوداتی  شایسته خشونت شوند! به طور کلی ،موقعیت زنان در شرایط بازتولید اجتماعی قرار دارد، وقتی تولید اقتصادی مواجه به خطر و بحران شود بر زندگی زنان اثر مستقیم دارد و آنها را در جایگاه فرودست تر و فقیر تر قرار می دهد و کمتر می توانند از خود دفاع کرده ، حرف بزنند ، نمی توانند اعمال قدرت کنند که خشونت پذیر  می شوند.یکی از مشکلات قابل تاملی که رکود اقتصادی برای زنان ایجاد کرده ، به حاشیه راندن آنها است. حذف آنها از نظام اجتماعی ، کار و اشتغال است که باز فقیرتر می کند. یکی از مواردی که خشونت بر زنان را تشدید می کند ، بخش حاشیه نشینی است یعنی وقتی بحران های اقتصادی مانع دسترسی به مسکن مناسب می شود زنان مجبور می شوند از سکونتگاه های غیر رسمی استفاده کنند و دولت به این سکونت گاه ها نظارت دقیقی ندارد و زنان در مرز بین متن و حاشیه از امکانات شهری ، اجتماعی ، سلامت دور می مانند و همین وضعیت موقعیت خشونت پذیری زنان را افزایش می دهد.بحران های اقتصادی ، زنان را ضمن اینکه از عرصه اشتغال و مشارکت اجتماعی به حاشیه می راند با حاشیه نشین کردن آنها ، امنیت را از زندگیشان دور می کند .

نظام فکری و زبانی ما زنان را دچار تضعیف می کند

این روزها در کنار آمار خشونت علیه زنان در کشور ، شاهد افزایش خشونت زنان نسبت به خود و خشونت زنان بر زنان هستیم .محبی در این خصوص  گفت: زنان در همین ساختار اندیشه اجتماعی  زندگی می کنند که مردان ،در حال زیستن هستند.  در همین نظام فکری و زبانی زندگی می کنند، با همان زبانی فکر می کنند که نظام مردسالار تولید کرده و استفاده می کند . از نظر ابزارهای اندیشه ، تفاوتی با مردان ندارند. وقتی نظام فکری و زبانی ما زنان را دچار تضعیف می کند و در موقعیت فرودست می نشاند طبیعی است که زنان هم با همین اندیشه در مورد خودشان  فکر کنند. حتی با نگاه مردانه به  وجود خود نگاه می کنند و افزایش این نوع تفکرها است که آنها را حتی  به سمت خشونت نسبت به جسم خود می برد و در همین مسیر  آمار جراحی های زیبایی افزوده می شود چون به می خواهند به تایید اجتماعی برسند که تفکر مردسالار دارد.

خشونت زنان بر زنان  هم که در جایگاه خشونت خانگی قرار می گیرد  تحت تاثیر همین اندیشه مردانه است . وقتی زبان ما تبعیض علیه زنان را مرتبا بازتولید می کند .وقتی در زبان ما الفاظی که به زنان نسبت داده می شود، الفاظی هستند که بار جنسیتی دارند و زنان را کم عقل ، کم تجربه ، شایسته خشونت و نابرخورداری و محرومیت می داند ،زنان هم در چنین فضای فرهنگی و زبانی خودشان هم نسبت به خود خشونت نشان می دهند که به ساختار جامعه بر می گردد.